آشنایی با شهیدان ارتش


متن وصیت نامه شهید صیاد شیرازی

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در آخرین فراز وصیتنامه خود آورده است: خداوندا! ولی امرت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.

به گزارش باشگاه خبری فارس «توانا»، در متن وصیتنامه شهید علی صیاد شیرازی آمده است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، ارحم‌‌الراحمین، رب‌العالمین و صلی‌الله علی محمد واله‌الطاهرین، انالله و اناالیه راجعون.

هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق‌الله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد ان لااله‌الا الله وحده لا شریک له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین‌الحق و ان الصدیقة‌ الطاهره فاطمه‌الزهرا، سیده نسا العالمین و أن علیاً أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علی‌بن‌الحسین و محمّد‌بن‌علی و جعفربن‌محمّد و موسی‌بن‌جعفر و علی‌بن‌موسی و محمّد‌بن‌علی و علی‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علی و الحجه‌القائم‌المنتظر صلوات‌الله و سلامه علیهم ائمتی و سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبر و أن‌الموت و النشور حق و الساعة آتیة لاریب فیها و أن‌الجنة و النار حق. اللهم أدخلنا جنتک برحمتک و جنّبنا و احفظنا من عذابک بلطفک و احسانک یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.

خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی. خدایا! تو خود می‌دانی که همواره آماده بوده‌ام آنچه را که تو خود به من دادی، در راه عشقی که به راهت دارم، نثار کنم. اگر این نبود، آن هم خواست تو بود.

پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمی‌دانم چه موقع خواهم رفت ولی می‌دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم‌خورده‌ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

از پدر و مادرم که حق بزرگی بر گردنم دارند، می‌خواهم که مرا ببخشند؛ من نیز همواره برایشان دعا کرده‌ام که عاقبت به خیر شوند. از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم می‌خواهم که مرا ببخشند که کمتر توانسته‌ام به آنها برسم و بیشتر می‌خواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده است.

آنچه از دنیا برایم باقی می‌ماند، حق است که در اختیار همسرم قرار گیرد. از همه آنهایی که از من بد دیده‌اند، می‌خواهم که مرا به بزرگی خودشان ببخشند و بالاخره از مردان مخلص خودم به ویژه حاج آقا امیر رنجبر نیکدل، استدعا دارم در غیاب من به امور حساب و کتاب من برسند و با برادران دیگر چون جناب سرهنگ حاج آقا آذریون و تیمسار حاج آقا آراسته در این باب، تشریک مساعی نمایند.

خداوندا! ولی امرت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.

من‌الله‌التوفیق علی صیاد شیرازی - 19دی1371

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

انا لله و انا الیه راجعون

 

امیر سر لشگر عباس بابایی: خدایا خدایا ترا به جان مهدی عج ، تا انقلاب مهدی عج ، خمینی را نگهدار

 

بخدا قسم من از شهدا و خانواده های شهدا خجالت می کشم
وصیت نامه بنویسم . حال سخنانم را
برای خدا در چندجمله انشاالله خلاصه میکنم

 

خدایا مرگ مرا و فرزندان وهمسرم را شهادت قرار بده

 

خدایا همسر و فرزندانم را به تو می سپارم

 

خدایا من در این دنیا چیزی ندارم هرچه هست از آن توست

 

پدر و مادر عزیزم ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم

 

عباس بابایی

 

۲۱ماه مبارکرمضان

 

عباس دوران

 

تاریخ تولد :1329
تاریخ شهادت : 30/تیر/1361
محل تولد :فارس /شیراز
طول مدت حیات :40
محل شهادت :بغداد
مزارشهید :شیراز 

 

 

 

 سال 1329 بود، که عباس پا به عرصه هستی نهاد. مادر با شوق فراوان به تربیت او همت گماشت و عباس در شهر زیبای شیرازدوران شیرین کودکی را پشت سر نهاد.

سال 1351 بعد از اتمام تحصیلات به دانشگاه خلبانی نیروی هوایی ارتش رفت، با اتمام دوره مقدماتی جهت ادامه تحصیل به امریکا اعزام شد و با اخذ نشان و گواهی‌نامه خلبانی به ایران بازگشت.
تا از خاک پاک کشور خود محافظت نماید.با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یک صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.

دوران در تاریخ 7/9/1359 اسلکه «الامیه» و «البکر» را غرق کرد و در عملیات فتح‌المبین حماسه آفرید.در تاریخ 20/4/1361 عاشقانه برای انجام مأموریت حاضر شد هدف موردنظر او بغدادبود .او قصد داشت، با ناامن کردن شهر از انجام کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد دراین شهر جلوگیری نماید و مانع رسیدن صدام به اهداف شومش شود .به همین علت صاعقه‌واراز سد دفاع هوایی پایتخت عراق گذشت و شهر را بمباران نمود.
اما اصابت موشک عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران شجاعانه به طرف پالایشگاه الدوره پروازنمود .تمام بمب‌ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می‌سوخت.
کاظمیان با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالک غیرمتعهد پرواز کرد. او در آخرین لحظات با یک عملیات استشهادی هواپیما را به ساختمان هتل کوبید.
سردار دلاور 40 ساله ایران اسلامی در روز سی‌ام تیر ماه سال 1361 ابراهیم‌وار در آتش عشق حق سوخت.بعد از این واقعه فضای شهر بغداد در هاله‌ایاز دود فرو رفت، و تبلیغات صدام در مورد امنیت بغداد نقش بر آبشد.

بدین‌ترتیب اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزارنگردید.
بعد از بیست سال تنها قطعه‌ای از استخوان پا به همراه تکه‌ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاک سپردند.

 


روحش شاد وراهش پررهرو باد.

 

 

 

 

مروری بر زندگینامه شهید خلعتبری

چه بسیارند دلیر مردانی که در هشت سال دفاع مقدس، جان پاک خود را فدای میهن کرده اند، ولی گذشت زمان، حتی یادآنان را هم از یاد ما غافلان برده است!

شهید سرلشکر خلبان حسین خلعتبری،معروف به حسین ماوریک، از مشهورترین و ورزیده ترین خلبان های ایرانی بوده که دشمن بارها بر درماندگی در برابر شهامت این فرزند پاک ایران زمین اعتراف نموده است؛ اوشکارچی قهرمان ناوهای اوزا و قهرمان جنگ های دریایی با عراق بود.

خلعتبری،یکی از لیدرهای عملیات غرور آفرین کمان 99 و پرواز 140 عقاب ایرانی بر فراز عراق... یادآور اسطوره ملی ایران زمین، «آرش کمانگیر» در تعیین مرزهای دو کشور ایران وتوران بود؛ افزون بر این که عدد 99 از طرح 99 صفحه ای نبرد البرز برگرفته بود وبزرگترین حمله هوایی پس از جنگ جهانی دوم در جهان به شمار میآید.



حمله به اچ 3، بی نظیرترین حمله هوایی و حضور پررنگ خلعتبری



حماسه هفت آذر 59 و عملیات مروارید بر فراز خلیج فارس



به هلاکت رساندن 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی، تنها دریک عملیات





جملات آغازین وصیت نامه ایشان جالب توجه است: «اگر ذره ای از خاک وطنم به پوتین سرباز دشمن چسبیده باشد، آن را با خونم در خاک وطن می شویم و نمی گذارم حتی ذره ای از خاک پاک ایران را این وحشی های بی سر و پا(بعثی) با خود ببرند. مرگ در این راه را افتخار می دانم و اگر ارزشمندتر از جانم هدیه ای داشتم، حتما به این مردم خوب تقدیم می کردم.»

و در بخشی دیگر ازوصیت نامه نیز اینچنین آمده است: «در ولایت خودمان شیرود، کوهی است که می گویند درآنجا علیه روسیه می جنگیده اند. اگر افتخار شهادت پیدا کردم، آن چه از من باقیماند، حتی اگر ذره ای از گوشت بدنم باشد، را در کنار قله آن کوه دفن کنید تا روح من هم پاسدار این مرز و بوم باشد».

وی در سال 1328 در روستای «بصل کوه» شهرستان رامسر به دنیا آمد؛ کسی که بعدها در بین بعثیون به «حسین ماوریک» شکارچی ناوهای اوزای عراقی معروف شده بود و برای خود او یا پیکرش، جایزه تعیین کرده بودند و کسی که مهارت او در خلبانی و شلیک موشک ماوریک (نوعی موشک هوا به سطح) در نیروی هوایی شهره بود.

حسین دوران کودکی و جوانی را در رامسر گذراند و پس از گذراندن دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، در سال 1349 به خدمت مقدس سربازی رفت.

پس از گذراندن دوران سربازی، در سال 1351 به دلیل علاقه وافری که به فن خلبانی داشت،وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی، پرواز برای پشت سر گذاردن دوره پیشرفته به کشور آمریکا رهسپار شد.

پیش از سفر به آمریکا،حسین خلعتبری به دیدار خانواده می شتابد و به مادرش وکالت می دهد که: «مادر تمام حقوق ماهیانه ام را برای رفع مشکلات نیازمندان هزینه کن».

او در کشورآمریکا، نخست دوره خود را در دانشگاه شپارد آغاز کرد و سپس به دانشگاه تگزاس منتقل شد. استعداد خیره کننده او در یادگیری و در پی آن هدایت هواپیما، باعث شده بود، به عنوان دانشجوی ممتاز شناخته شود و نام او را همه اساتید به عنوان یک دانشجوی برجسته بر زبان آورند.

در همین حین، به دلیل مهارت خاصی که در خلبانی داشت، دوره شلیک موشک ماوریک را ـ که یک موشک هوا به سطح است و به وسیله آن می توان انواع شناورها را هدف قرار داد ـ با موفقیت پشت سر گذاشت.

سرانجام دوره خلبانی پایان می یابد و او با دریافت گواهینامه خلبانی در هواپیمای اف 4 به ایران بازمیگردد و در پایگاه ششم شکاری بوشهر با درجه ستوان دومی مشغول به خدمت میشود.

با آغاز جنگ، عقاب تیزپرواز مازنداران به دشمن می تازد و بلافاصله پساز حمله عراقی ها، نیروی هوایی ارتش ایران، دست به کار شده و ترتیب انجام دو عملیات را در همان روز می دهد که بنا بر آن، یکی از عملیات ها با رمز البرز به پایگاه هوایی بوشهر می رسد. هدف پایگاه شعیبیه در استان بصره بود. با رسیدن به هدف، حسین با مهارت خاصی که در شیرجه زدن با هواپیما داشت، همه اهداف از پیش تعیین شده رابمباران می کند و سالم بازمی گردد.

حمله 140 عقاب به عراق او از پایگاه ششم شکاری به پرواز درآمده و به عنوان فرمانده یک دسته 8 فروند به بغداد حمله می کند. مانورهای عالی از میان ساختمان ها و پرواز با ارتفاع بسیار پایین او و شماری دیگراز خلبانان در شهر بغداد، باعث می شود خبرگزاری ها لب به تحسین از مهارت خلبانان ایرانی باز کنند.



مأموریت، پایگاه الرشید و المثنی وی درفروردین سال 1360 در مصاحبه با نشریه روابط عمومی عقیدتی ـ سیاسی نیروی هوایی گفت: مأموریت های من شامل اهداف دریایی، بنادر، پل، تأسیسات پالایشگاهی، تأسیسات برقی وپشتیبانی نیروی زمینی دشمن بوده و هیچ گاه قانون «موشک جواب موشک را» عمل نکردیم و... .

شهید«خلعتبری» از جمله نخستین خلبانانی بودند که پس از حمله هوایی عراق به فرودگاه مهرآباد به بغداد حمله کردند. وی با آوردن خاطره ای از نخستین پرواز دفاع مقدس می گوید:

«نخستین مأموریت برون مرزی من، اول مهر ماه 1359بود، پس از بمباران مهرآباد توسط عراق به ما دستور مأموریت داده شد تا بلافاصله باهشت فروند هواپیما به بغداد حمله کنیم. در طول مسیر، هر پنج مایل ما را هدف قرار میدادند و موشک می زدند، ولی ما همچنان در دل آسمان پیش می رفتیم تا سرانجام به هدف رسیدیم و پایگاه «الرشید» و «المثنی» را در بغداد درهم کوبیدیم و خاطره جالب من دراین مأموریت دیدن یک گنبد طلایی در بخش جنوبی بغداد بود. از رادیو به هواپیماهای همراه گفتم: من یک گنبد طلایی می بینیم.»

جناب سرهنگ محققی در پاسخم گفت: زیارتتان قبول، آنجا حرم مطهر حضرت امام موسی کاظم (ع) است. بناگاه اشک از چشمانم سرازیر شد و گفتم: «السلام علیک یا اباعبدالله».



مأموریت، پایگاه شعیبه

مأموریتی برای نابودی تأسیسات پایگاه شعیبه به پایگاه ششم شکاری واگذار شد. خلعتبری برای این مأموریت انتخاب می شود. مأموریت را با موفقیت انجام میدهد و خسارات جبران ناپذیری به پیکره بعثیون وارد می کند. در راه بازگشت خلبان کمکمی گوید:

«حسین، مثل این که نوک مگسک این موشک ها کجاست».



شهید خلعتبری می گوید: چطور؟

و کمک پاسخ می دهد: تاحالا 28 موشک برای ما شلیک کرده اند، ولی هیچ کدام به ما نخورده است؛ واقعا معجزاتی بوده که ما شاهدش بوده ایم.



حماسه هفت آذر 59 ( عملیات مروارید)

در روزهای آغازین آذر ماه سال 1359 بنا بر هماهنگی های انجام شده از سوی نیروهای هوایی و دریایی ارتش ایران، قرار می شود در روز هفتم آذر ماه، نیروی دریای و هوایی به دو اسکله «البکر» و «الامیه» حمله کنند.

روز عملیات فرا میرسد و حسین این دلاور مازندرانی، سوار بر اسب آهنین خود می شود و به همراه شماری دیگر از خلبانان شجاع نیروی هوایی همچون شهید سرلشکر خلبان عباس دوران و شهیدسرلشکر خلبان یاسینی در دل آسمان جای می گیرند. اینجاست که حسین کاری می کند که تامدت ها حتی پس از شهادتش، افسران نیروی هوایی و دریایی عراق از شنیدن نام او لرزه به اندامشان می افتاد.

پرواز آغاز شده و حسین با مانورهای دیدنی، خود را دربهترین موقعیت ها قرار می دهد و یکی پس از دیگری ناوچه های عراقی را غرق میکند.

شهید خلتعبری در این عملیات توانست ناوهای اوزا، ناوهای مین جمع کن،ناو نیروبر و چندین اژدر افکن به ارزش کلی 240 میلیون دلار را هدف قرار دهد و نیروی دریایی عراق را نابود کند و پس از این عملیات بود که به شهید خلعتبری، لقب «حسین ماوریک» (شکارچی ناوهای اوزا) را دادند.

به ایشان می گفتند: «قاتل اوزا»؛حالا نمی دانم چقدر شما از ناوچه های اوزای عراق اطلاعات دارید. از آن قایق های موشک اندازی بود که به علت برد بلند موشک و قابلیت مانورش، به راحتی ناوهای ما رادر خلیج فارس آماج قرار می داد.

این دلاور هنگامی که در بوشهر خدمت می کرد وزمان عملیات از هواپیمای خودش پیاده و سوار هواپیمای دیگر می شد و با موشک های «ماوریک تلویزیونی» این ناوها را آماج قرار می داد و به همین سبب به نام>> قاتل اوزا <<معروف شد.

بنا بر گفته کارشناسان، شهید خلعتبری در استفاده از هواپیمای اف 4، انجام مانورها و عملیات جنگی، انهدام هدف و شلیک موشک ماوریک همتا نداشت و به اندازه ای مهارت داشت که در هر شیرجه به چندین هدف می توانست حمله کند.

حمله به اچ 3 بی نظیر ترین حمله هوایی و حضور پررنگ حسین در اواخر سال 1359 بود و باتوجه به این که عراق همه هواپیماهای ذخیره خود را به دلیل سالم ماندن از حملات تیزپروازان نیروی هوایی ارتش ایران، به مجموعه پایگاه های الولید در نزدیکی مرزاردن انتقال داده بود، نیروی هوایی تصمیم می گیرد این پایگاه ها را هر طور شده، هدف قرار دهد. طرح اولیه آماده و شماری از برجسته ترین خلبانان نیروی هوایی برای این عملیات برگزیده می شوند؛ البته دلیل این کار، آن است که اگر فرمانده دسته پروازی مورد هدف قرار گرفت، خلبانان حاضر مهارت این را داشته باشند که خود هدف را پیدا وآن را نابود کند.

پس جمعی از بهترین ها انتخاب شدند که در بین آنها، نام حسین خلعتبری نیز به چشم می خورد.

و سرانجام روز پانزدهم فروردین ماه سال 1360 هشت فروند هواپیمای فانتوم از پایگاه هوایی همدان به پرواز درآمدند و با چهاربار سوخت گیری هوایی و پشت سر گذاشتن مسافتی بالغ بر هزار کیلومتر، پایگاه های الولید را بمباران کردند و همگی سالم برگشتند.

نقش حسین در این عملیات هم خیره کننده بود. در هنگام رسیدن به یکی از پایگاه ها، او ارتفاع را زیاد می کند وبا شیرجه ای زیبا و مانورهای پی در پی، همه بمب های خود را روی اهداف فرو می ریزد وافتخار دیگری برای خود و میهن عزیزمان می آفریند؛ این عملیات هنوز هم در بزرگترین مدرسه های هوایی آمریکا و ... تدریس و برسی می شود.



مأموریت، زدن پلالعماره

از سوی فرماندهی به پایگاه ششم شکاری مأموریت داده می شود تا پلالعماره را بزنند. خلعتبری و چند تن از خلبانان شجاع این پایگاه انتخاب می شوند. پل درست وسط شهر بود. خلعتبری وقتی روی پل می رسد، حملات ضد هوایی دشمن به اوج خودرسیده بود. اتومبیل هایی که مشخص بود شخصی است، روی پل در حال حرکت بودند. او باپذیرفتن خطر دور می زند و پس از عبور آنها، پل را سرنگون می کنند.

وقتی ازاو سوال کردند، چرا چنین کردی، گفت: فرزندی یک ساله دارم، یک لحظه احساس کردم که ممکن است، توی ماشین بچه ای مثل «آرش» من باشد. چگونه قبول کنم که پدری بچه سوختهاش را در آغوش بگیرد؟



بچه سوخته دزفولی

یادم نمی رود دردزفول بودم. زن لری بچه سوخته اش را گذاشت بغل من و گفت: بی غیرت تو خلبان مایی؟بگیر!

خواستم به او بگویم مادر! ما بی غیرت نیستیم، لکن دیدم زن خیلی عصبانی است.

هنگامی که خبر سقوط خرمشهر را شنیدم و دریافتتم که به پیرها و بچه هارحم نکرده و به زن ها هم تجاوز کرده اند، به خدای لایزال و به شرفم قسم خوردم که این بار اگر وارد خاک عراق شدم، شهرک «صفوان» را در هم بکوبم. با این که بیش ازهفتاد بار به خاک عراق حمله کرده ام، ولی قانع نیستم. من باید بجنگم و مرگ برای من افتخار است.

دولتمردان عراق با بودن او آرامش ندارند. با توجه به مهارت اودر بیشتر عملیات به عنوان فرمانده دسته پروازی به دفاع از میهن میپردازد.

تاسیسات نفتی، یگان های دریایی، پل الاماره و پالایشگاه کرکوک بارهابه دست او مورد حمله و تخریب قرار گرفت که تنها بخشی از دلاوری های این مرد بزرگ است.



مأموریت حیاتی

از سوی فرماندهی نیروی هوایی، مأموریتی به پایگاه ابلاغ و خلعتبری برای انجام آن برگزیده می شود. مأموریت بدین شکل بودکه:

هدف پشت سر نیروهای پشتیبانی عراق بمباران شدید شود. مأموریت حیاتی بود. جنگنده ها باید 460 مایل از وسط پدافند قوی عراق در ارتفاع بالا پرواز کنند. در حین مأموریت لحظه به لحظه به سمت اف 4 های نیروی هوایی موشک می زدند. فانتوم ها درست روی هدف رسیده بودند که ناگهان یک موشک سام ـ 6 از بالای کاناپی خلعتبری رد شد. هواپیما لرزید. در وسط نیروهای عراقی، شماری از خانه های متحرک دیده می شود. خلعتبری متوجه این خانه ها می شود و گویا به او الهام شده بود که این خانه ها رابزند. هدف بمباران تانک های دشمن بود، ولی خلعتبری ارتفاع هواپیما را زیاد می کند ودر یک آن به سمت خانه ها شیرجه می رود.

با توجه به مهارتی که او در این کارداشت، خانه ها را هدف گرفته و دقیقا با یک شیرجه همه آنها را نابود می کند. در این هنگام ساعت شش و نیم صبح را نشان می دهد. خلعتبری بلافاصله پس از مأموریت با سرعت به پایگاه برمی گردد و در گزارش پس از پرواز خود این گونه می نویسد که شماری ازخانه های متحرک را دیدم و به جای اهداف از پیش تعیین شده آنها را آماج گرفتم.

روز پس از آن، از اتاق ویژه اطلاع دادند که:

به خلعتبری بگویید دیدت عالی بود. زمانی که آنجا را زدی 48 افسر عالی رتبه و دو ژنرال عراقی داخل این خانه ها بودند که به درک واصل شدند.



پزشکان: نباید پروازکنی

شهید خلعتبری در حضورش در دوران جنگ تحمیلی، بیش از هفتاد پرواز برون مرزی بر فراز خاک دشمن انجام می دهد. البته این تنها پروازهای عمقی به خاک عراق استو پروازهایی که او روی خلیج فارس، از جمله در عملیات مروارید انجام می داد، بسیاربیشتر از این است.

با این که پزشکان او را به خاطر پروازهای متعدد و پی درپی و فشارهایی که بر جسم او وارد شده بود، از ادامه پرواز منع کرده بودند، ولی خلعتبری کسی نبود که جسمش را بر خاک و مردم کشورش ترجیح دهد و از این روی، توصیه پزشکان و فرماندهان جنگی اش را برای توقف پروازهای جنگی نپذیرفت.



قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش میشود

تعطیلات نوروز سال 1364 در پیش است، ولی گویا حسین، هوس سفری دیگر در سردارد. او در پایگاه می ماند و به زادگاهش نمی رود. در پاسخ دوستانش هم که می گویندچرا به دیدن خانواده نمی روی، می گوید: در این شرایط بحرانی، مردم هر لحظه به کمک ما نیاز دارند. وجدانم اجازه نمی دهد که آنان را تنها بگذارم.

روز یکم فروردین ماه سال 1364، خلعتبری و ستوان محمد زاده، شیفت آلرت پایگاه سوم شکاری همدان هستند. ناگهان صدای آژیر بلند و در پایگاه اعلام اسکرامبل (حالت آماده باش( می شود.

حسین خلعتبری به همراه کمک خود ستوان یا یک فروند هواپیمای فانتوم دی با نام رمز آریو 31 برای مقابله با هواپیماهای دشمن به پرواز درمی آید. درکردستان در منطقه سقز با دو فروند میگ 23 عراقی و یک فروند میگ 25 عراقی درگیر میشود. سریع به سمت یکی از هواپیما گردش کرده و به پرواز ادامه می دهد و در ارتفاع 35000 پایی یکی از میگ های 23 را آماج قرار می دهد که پس از برخورد موشک، میگ نابودمی شود.

در همین حین، از ایستگاه های رادار زمینی مرزی به آگاهی خلعتبری میرسانند که یک فروند میگ 25 پی دی، در تعقیب آنهاست. در این نبرد که حتی تعقیب وگریز آن نابرابر است، میگ 25 اقدام به شلیک یک تیر موشک r-40 می کند و موشک بافانتوم برخورد می کند. ستوان محمد زاده موفق می شود، اجکت کند و به سختی از ناحیه دست راست آسیب می بیند و توسط نیروهای امداد و نجات نیروی هوایی نجات پیدا می کند،ولی سرلشکر خلبان حسین خلعتبری فرصت اجکت پیدا نمی کند و بدین شکل، قهرمان جنگ های دریایی برای همیشه خاموش می شود و به معراج ابدی می رود.

بدن قطعه قطعه شدهاش را به عنوان سند افتخاری به این امت همیشه بیدار تقدیم می کند و پیکر مطهرش درمیان اندوه انبوه بسیاری از مردم منطقه که می گفتند تاکنون در منطقه سابقه نداشته تشییع شد و بنا بر وصیت خودش، در قله میرزا کوچک خان (گلزار چهل شهیدان رامسر) به خاک سپرده می شود تا آن گونه که خود می خواست، روحش نیز پاسدار مرز و بوم وطن اسلامی مان باشد.

تلویزیون عراق با اعلام این خبر با آب و تاب اعلام کرد که موفق شده، یکی از بهترین خلبانان ایرانی را از بین ببرد (شهید کند)، ولی آنها نمیدانستند، با شهید شدن خلعتبری و خلعتبری ها، هزاران خلعتبری دیگر از بین مردم سلحشور ایران به پا می خیزد و سلاح به دست می گیرد و علیه آنها دلاورانه می جنگندکه این چنین هم بود.



نام او هنوز بر سر زبان هاست

در هنگام زندگی و حتی پس از شهادت در مجله های جنگی آمریکا، بارها از شهید خلعتبری به عنوان یک نابغه جنگی و خلبان توانمند در هدایت هواپیمای اف 4، در پروازها و مانورهای حساس نظامی و عملیاتی نام برده شد

همچنین نام او به عنوان یکی از شاگردان موفق وممتاز دانشگاه شپارد و تگزاس در فراگیری علوم خلبانی اف 4 در دوران آموزشش درمصاحبه ها و گفت وگوهای اساتید این دانشگاه برده شد.

در سال 2006 یکی ازمجلات جنگی آمریکا، ویژه نامه ای درباره مهارت های پروازی و ابتکار عمل ها و خلاقیتهای شهید خلعتبری منتشر کرد و او را بهترین خلبان اف 4 جهان معرفی نمود.